|
خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید. از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ فرشته پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراخی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد. خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد! بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد. وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی ۴۰ سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟
کامپیوتر ها حرف نمی زنند وعمل می کنندولی خانم ها حرف می زنند وعمل نمی کنند هر زمان کامپیوتر سر برنامه ای هنگ کرد می شود آن را ری استارت کرد ولی وقتی خانم ها سر چیزی کلید کنند دیگر نمی شود کاری کرد هر زمان از کامپیوتر خسته شدی سریع شات دان می کنی ولی شرمنده مواظب باش از طرف خانم ها شات دان نشوی هر وقت از چیزی یا برنامه ای در کامپیوتر خوشت نیومد با یک کلیک روی ضربدر با اقتدار حذفش می کنی اما خانم ها یا عقایدشان را ابدا نمی توانی حذف کنی با برنامه های موجود در کامپیوتر می توانی هر طور که بخواهی زندگیت را ترسیم کنی ولی در واقعیت این خانم ها هستند که زندگیتان را ترسیم می کنند با کامپیوتر می توانی بازی کنی ولی توسط خانم ها خودت بازی داده میشوی به کامپوتر می توانی دروغ بگویی ولی به خانم ها وای به حالت
دوستان عزیز این مطلب فقط و فقط جنبه طنز داره و قصدم خدایی نکرده توهین به کسی نیست. 2_ناز رو بذارید كنار. 3_در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم 4_ سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. 5_تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید. 6_ دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه 7_ پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون. 8_ رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!! 9_توی اجتماع بُر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون. 10_ یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید. 11_در پوشش دقت كنید،یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه. 12_مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم. 13_ سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه... 14_تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید. 15_ بالاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه. 16_اگه كسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش (نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه) -۱۷حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 18_اون یارو كه با اسب سفید میادوبی خیال شین
سیر تکاملی دخترا:
سال 1230 زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...
هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا من عاشق نشدم
آخ آخ آخ چند روزي هيچي نخوردم ولي امروز تلافي شو درآوردم
امروز فهميدم عشق نبود
البته بود ولي دختره از اوناي نيست كه من دوست دارم
فقط خوشكله
الحمدالله به خير گذشت
از امروز من دوباره شدم همون كوهيارقبلي (بداخلاق -ضددخترها...)
باي
سلام باورم نمیشه من عاشق شدم عاشق دختری که همسایمون. نمیتونم فکرشو بکنم که منم مثل پسرای دیگه عاشق شم امروز صبح داشتم میرفتم دانشگاه که دیدمش نمیدونید که چقدر خوشگله .این همه سال که همسایمون بود ندیدمش ولی امروز ... مطمنم من مثل پسرای دیگه بهش شماره نمیدم تا اسم این دوستاشتنمو پیدا نکنم به هیچکی هیچی نمیگم به شما ها گفتم که کمکم کنید تورو خدا کمکم کنید نمیدونید که چقدر گرفتارش شدم منتظرم ها تنهام نزارید خداحافظ
قصه برگ و باد ( خدا ) تنها برگی روی شاخه ش مونده بود میون برگا
يک بنده خدايی ، کناراقيانوس قدم می زد،وزير لب دعايی راهمزمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان
موضوع: شوخي با داستانهاي كتاب فارسي بای
|
About![]()
اسمم کوهیار 19 سالمه امیدوارم بتونم دوست خوبی برای شما باشم .... نظربدین حتما
Home
|